پنجشنبه 31 فروردین 1391
عاشق که باشی کوه هم به کوه می رسد !
عاشق که باشی همه ی این زمین با وسعتش می شود قد کف دست ! اصلن از آن هم کوچکتر. می شود همه اش را جا داد میان مردم چشمت . . .
عاشق که باشی رزهای قرمز غرقت می کنند میان خاطرات ، در هر باغچه ای که باشند
عاشق که باشی هر ماشینی که شماره اش با فلان شروع بشود به یادت می آورد که ...
عاشق که باشی حتا میان جمعیتی که عضوش نیست هم بوی عطرش مستت خواهد کرد
بیهوده کوچ نکن
عاشق که باشی همه ی دنیا می شود همان دهکده ی کوچک جهانی ...
که همه جایش پر از – او - ست ... حتا ... وقتی ... آن جا نباشد !
1 

